چگونگی شکل گیری داستان کوراوغلو
عاشیق ها روایت گران و آفریننده داستان کوراوغلو هستند.
اوج شکل گیری داستان های کوراوغلو مصادف با زمان پادشاهی شاه عباس بوده، در این دوره شورش های وسیعی در آذربایجان بر علیه شاه عباس شکل گرفته.
به عنوان مثال زندگی پرشور "توفارقانلی عاشق عباس" که شاه عباس عروسش را از حجله می رباید و او برای نجات زنش پای پیاده به اصفهان می رود، حکایت از اختلاف آشکار و پنهان بین آذریان و شاه عباس دارد.
قیام "میخلی بابا" در قاراباغ تبدیل به شورشی مسلحانه شد و در قسمت های جنوب غربی آذربایجان قیام "جلالی لر" بیش از سی سال دوام یافت.
داستان کور اوغلو با توجه به نام ها و مکان ها، به الهام از وقایع زمان خود به خصوص با الهام از قیام جلالی لر خلق شده، اما رگه هایی از قیام های قبل از خود به خصوص بابک و جاویدان را نیز در خود دارد.
قیام کور اوغلو و دسته اش قیام بر ضد فئودالیسم است.
کوراوغلو پسر مهتری است به نام "علی کیشی".
علی کیشی پسری دارد به نام "روشن" و خود مهتر خان ظالمی است به نام "حسن خان"، که بر سر اتفاقی بسیار ساده دستور می دهد تا چشمان علی کیشی را در آورند. از آن پس روشن به نام کوراوغلو خوانده می شود. علی کیشی آغازگر قیام است و پس از او کوراوغلو پهلوانان عصر خود را دور خود جمع کرده و قیام را ادامه می دهد و سرانجام موفق می شود حسن خان را به "چنلی بئل" (مقر اصلی کوراوغلو) بیاورد و او را به آخور می بندد و این چنین انتقام پدرش را می گیرد.
"نگار" زن کوراوغلو نیز دختر خانی است بزرگ که وصف او را از زبان عاشیق ها می شنود و دل به او می بندد. نگار زیبا و اندیشمند است و پهلوانان نیز از او حرف شنوی دارند. او در پهلوانی نیز، دست کمی از مردان ندارد.
بند بند داستان کوراوغلو حماسه ای است از آزادگی، دوستی، انسانیت و برابری.
داستان کوراوغلو یکی از نظم های حماسی آذری است که تا کنون در 17 بند جمع آوری و چاپ شده و از جمله پرفروش ترین کتابهای طبع شده به زبان آذری می باشد.
با استفاده از مقاله ای به نام عاشیق شعری نوشته صمد بهرنگی. (یعنی خودم نوشتم)
پاورقی نویسنده:
نمی دونم کسی کتابهای صمد بهرنگی رو خوانده یا نه؟
" ماهی سیاه کوچولو " ، " اولدوز و کلاغ ها " ، " اولدوز و عروسک سخنگو " ، " کچل کفتر باز " و بسیاری از داستان های زیبای دیگر.
هر دو داستان اولدوز خیلی جالب هستند. توصیه می کنم حتما بخوانید.
تا یادم نرفته داستان کوراوغلو و کچل حمزه ی بهرنگی هم یکی از زیباترین داستان های اوست.